شب دراز یلدا سیاه وتار اما
!تاریکی روزای من
بلندی شبای من
اینا کجا؟اونا کجا؟
خدای من
به کی بگم خدایا!
چی می گذره به حال من
چه جور بگم به آدما دعا کنن برای من
دو دست بی گناهشون
بلند بشه به آسمون
دعا کنن سوا بشم
جدا از این دنیا بشم
بشم یه قمری کوچیک
پربزنم فنا بشم
از این همه نا مردمی
از این همه زجرو ستم
یه باره از دست همه رها بشم
اگه یه روز صدات کنم
از ته دل بخوام تو رواما برم ،جفا کنم
منو ببخش!
نه اینکه تو خوب نبودی
برای این خونه خراب، جون نبودی
تن این شکسته دل، نا نداره
تاب وتب بودن وموندن نداره
سردشه،گرمی دستات کمشه
یخ زده، طاقت دوری نداره
شب میگی عزیز دل،غصه نخور منو داری
اما اون مستیه که هشیاریرو باور نداره
کوه غمه، پر از تبه
دور و ورش دنیایی از جهنمه
دلش خوشه تو رو داره
یه گوشه ایی از وجودش رو بت داده
اما................!
چه جورجاییه این جای غریب؟!
پر از شکستگی، خرابی و دربه دری
نمی خوای ،مال خودم،می برمش،پای خودم
میمیره و می پوسه ومی گنده
اما بدون همیشه جای مرده
بوی گلاب، بوی بهار، بوی یاس
اینا همه یادگارعشق ماس
توی فضا می پیچه از قبر من
عطر تنِِ عاشق و بی یار من
میرم ومیسپارمت دست همه یادگارام
ندارم بهت بدم چیزی به جز ترانه هام
ترانه نه،سروده های خلوت و تنهاییام
بخون،بدون چی کشیدم وقتی نبود کسی با من
وقثی صدام در نیومد تا نشکنه سکوت تنهایی من
بگم بازم دوست دارم،رازی می شی؟!
اجازۀ رفتنمو بهم میدی؟
بیرون از این بازی میشی؟!
بزار برم،بزار برم، بزار برم،..............میبینمت،
جایی که من دارم میرم بهشته
عشق توِکه روحمو سرشته
داد میزنم دوست دارم ، برای آخرین بار
توی بهشت جا میگیرم تو آغوشت
برای اولین بار
اما حالا .............خدانگه دار!
( دربه در)