سلام دوستان خوبم.خوشحالم که یه باره دیگه فرصت کردم حرف دلم رو واستون بزنم.
شما هم حتما تو زندگیتون با این قضیه آشنا شدین.کدوم قضیه؟!.......
بخونین خودتون می فهمید. دلم میخواد نظرتون رو بدونم.
واسه لمس حس بودن دیگه فرصتی ندارم
با هجوم نا رفیقا ن تو رفا قت کم میارم
بوده هر لحظه عمرم پی یک رفاقتی پست
میونِ جاده ها موندم اون رفیق نا رفیق رفت
من نفهمیدم در آخر رسم این رفاقتا رو
بعد رد شدن ز هر پل دلیل شکستنا رو
هر کسی تو سرنوشتم دو سه روزی ادعا کرد
توی استخاره دل یه دفعه منو رها کرد
توی رسم نا رفیقی ساقه رازقی خم شد
میون گلدون حسرت گرمای عاشقی کم شد
حس سوزشی قدیمی روی پشت هر چی دلدار
شرح این قصه ها سخته دست از این گلایه بردار
امیدوارم با انتقاداتتون به بهتر شدن اشعارم کمکم کنید
دوستون دارم
دربه در